وصیت یک شهید
من این جا هستم، در شلمچه.
این نامه را تو سنگر و زیر بمباران می نویسم.
این جا هر روز دوستان ام شهید یا مفقود می شوند.
و اثری از آن ها نمی ماند. انگار هرگز روی زمین نبوده اند.
برای همین است که می نویسم. شاید این نامه پس از شهادت ام به دست تان برسد.
فقط می خواستم یگویم، جسدم را می توانید از خالی که روی دست ام دارم، بشناسید.
این ها را نوشت. کاغذ را تا کرد و توی پاکت نامه گذاشت.
....................
با همان نشانی که داده بود، !!!!! پیکر تکه تکه اش را پیدا کردند.

+ نوشته شده در جمعه ۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۰ ب.ظ توسط کربلایی
|