بادمجان بم
صدایش میزدند .... بادمجان بم !!!!
دو بار مجروح شده بود ولی توی همان بیمارستان صحرایی
کارش را حل کرده بود و برگشته بود خط ....
همان موقع عراقی ها شیمیایی زدند .
بهش گفتیم :
شنیدی اسلحه ضد بادمجان بم هم آمده؟
خندید و گفت :
من به مامانم قول دادم تا زرشک پلوی شما را نخورم با هیچ
حوریه ای قرار ملاقات نذارم.
دیشب دخترش گفت بابا دیگه سرفه نمی کنه ....
راوی: قزلی

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۴:۵ ب.ظ توسط کربلایی
|