http://www.uploadax.com/images/77452216799879813369.jpg

امام جماعت واحد تعاون بود

بهش می گفتند حاج آقا آقا خانی

روحیه عجیبی داشت

زیر آتیش سنگین عراق ، شهدا رو منتقل می کرد عقب

توی همین رفت و آمدها بود که گلوله مستقیم تانک سرش رو از تنش جدا کرد

چند قدمیش بودم

هنوز هم تنم می لرزه وقتی یادم میاد

از سر بریده اش صدا بلند شد: « السلام علیک یا اباعبدالله »

هنوز وقتی یادم میاد تنم می لرزه

                       خاطره ای از زندگی روحانی شهید محسن آقا خانی

                             منبع: کتاب پیشانی سوخته ، صفحه 99