خاطره شهداء 39- از تورنتو تا جبهه

رتبه ای اول دانشگاه تورنتوی کانادا رو به دست آورده بود.
وقتی درسش تمام شد و به ایران اومد ، تصمیم گرفت برود جبهه.
گفتم: « شما تازه ازدواج کردی. یه مدت بمون و به جبهه نرو! »
گفت: « نه مادر! من پول این مملکت رو در کانادا خرج کردم
تا درسم تمام شده.
وظیفه ی شرعی ام اینه که بروم به جبهه و به اسلام و مردم خدمت کنم. »
خاطره ای از مهندس شهید حسن آقاسی زاده
منبع: خدمت از ماست...۸۲ ، صفحه ۷۰
+ پی نوشت:
مهم نیست که کجای دنیا باشی
مهم اینه که به تلکیف بیندیشی و عمل کنی
این یعنی مسلمانی...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۳:۱ ب.ظ توسط کربلایی
|