جبهه که آمد ، گفتند بچه است ، بهتره امدادگر بشه

هر کس می افتاد ، داد می زد : امدادگر ... امدادگر

اگر هم خودش نمی توانست ، دیگرانی که اطرافش بودند ، داد می زدند: 

امدادگر... امدادگر...

 

... خمپاره ای منفجر شد

اینبار همین بچه ی امدادگر افتاد

رزمنده ها مونده بودند چه کسی رو صدا بزنن

ولی خودش گفت: یا زهرا علیها سلام ... یا زهرا علیها سلام ...