خاطره شهداء 24
بدجوری زخمی شده بود
رفتم بالای سرش
نفس نفس میزد
بهش گفتم: زنده ای؟!!!
گفت: هنوز نه!
خشکم زد
تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره
او زنده بودن رو توی شهادت می دید و من ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۴:۵۲ ب.ظ توسط کربلایی
|