درد فراق
سلام ارباب خوبم
دلم برات تنگ شده
اومدم که یکم از دلم بگم که چقدر برات تنگ شده
شاید صدامو بشنوی
دلم واست خیلی تنگ شده حسین جان
دلم برا حرمت داره پر میزنه
دلم هوای شش گوشتو کرده مولا
بزار برم سر اصل مطلب دلم هوای کربلاتو کرده
همه ی هستیم حسینه
به خدا راست میگم
زندگیم حسینه
قبله مستیم حسینه
آقا یعنی بازم مثل گذشته نگام میکنی؟
یعنی هنوز کلب در خونت هستم؟
یعنی من هنوز کربلایی هستم حسین؟
ارباب جان
دلم پره
آقا دلم داره از دوریت میترکه
ولی آقا با این همه گناه
با چه رویی بیام
با چه رویی بیام جلو در خونت؟
منی که گناه وجودمو گرفته منی که دور شدم
آقا تو رو به جان رقیه کمکم کن
آقا تو این همه سال به شما قسم رقیه رو نداده بودم
آقا به دادم برس
آقا حرفامو بشنو
آقا دارم سکته میکنم
آقا اگه اجازه بدی کمتر از یک ماه دیگه بازم میام پیشت
واااااااااااااااااااااااااااای کربلا
آقا ترو خدا منو ببخش
آقا غلط کردم
آقا جوونی کردم
منو ببخش مولا
منو ببخش که دور شدم
منو ببخش که ازت فاصله گرفتم
منو ببخش حسین جان
میخوام کمکم کنی اربابم
به خدا عشق شما تا ابد تو سینمه
دارم به عشق دیدن کربلات نفس میکشم
آقا جون دوست دارم
دلم خیلی پره
چشمام نمیزاره چیزی بنویسم
ولی ارباب بدون که همه زندگیمی
