هم نام ابالفضل بود
بچه محل بودیم،
حالا توی خیبرهم شده بودیم همرزم.
صبح عملیات دیدمش. شده بود غرق خون .
دوتا دستاش قطع شده بود. همه بدنش پر بود از تیر و ترکش
.
وصیت نامه اش توی جیبش بود .
نوشته بود :
.............................
خدایا! دوست دارم همان طور که اسمم را گذاشته اند ابوالفضل،
مثل حضرت ابوالفضل علیه السلام شهید شم.
دو تا دستاش قطع شده بود
...
شهید طاهری/////
شهادت: کربلای 5- شلمچه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۲۷ ب.ظ توسط کربلایی
|