بچه محل بودیم،

حالا  توی خیبرهم شده بودیم همرزم.

صبح عملیات دیدمش. شده بود غرق خون .

دوتا دستاش قطع شده بود. همه بدنش پر بود از تیر و ترکش .

وصیت نامه اش توی جیبش بود .

 نوشته بود :

.............................

 خدایا! دوست دارم همان طور که اسمم را گذاشته اند ابوالفضل،

مثل حضرت ابوالفضل علیه السلام شهید شم.

دو تا دستاش قطع شده بود ...

شهید طاهری/////

شهادت: کربلای 5- شلمچه