تقدیم به شهیدان مفقود الاثر 

سرسبزترین بهار جاوید 

تو اى سبزترین بهار جاوید! اى نشان بى نشان‏ها! اى آیینه نور! اى راز سر به مهر! اى بیکران!
تو آن روز خروشیدى و امروز... باور نمى‏کنم که با آن همه خروش در خاک خفته‏ اى! اى که حضور دریایى تو در آسمان‏ها جارى‏تر از رودهاست! هنوز تپش امواج پرخروش غیرتت لرزه بر اندام دشمنان مى‏ افکند. 
ما خفتگان در ساحلت غرقه به طوفانیم و تو چه آرام، در پهنه بیکرانت، حیرتمان را به نظاره نشسته‏ اى. چه زیباست قاب عکس خالى‏ات بر دیوار قلب‏مان. هنوز در صفحه صفحه تاریخ، تفسیر حدیث جاودانگى‏ ات را مى‏نویسند و چه زیباست شعر دلتنگى‏ هامان. 
هنوز کوچه‏ ها در انتظار ترنم گام‏هاى سبز تواند. آسمان تاریک شهر در التماس تابش چشم‏هاى توست. اى نور! چگونه در عمق دلواپسى‏ هامان تابش‏ت را به خاک بخشیدى. اى تفسیر سرمستى و اى نغمه شوریدگى! نزدیک است پرنده قلبم در کنج تنهایى جان سپارد.
گوش کن! ثانیه‏ ها به امید بازگشت تو در تپش‏ند. دل من تفسیر کتابنامه انتظارت را تا انتهاى جاده‏ هاى بى کسى از بر کرده است، تا شاید آغاز کنى روزى را مثل آغاز بهار. 
باز هم مى‏گویم که دلم منتظر توست.