سرهنگ 2 بود یا سرگرد. در ارتش برای خودش جایگاهی به حساب می آمد.

در لشکر 29 مستقر بودیم. آمد و اصرار کرد که کاری خصوصی دارد. گفتم شاید در این اوضاع نابسامان آمده دنبال مرخصی.

بغض کرده بود ... التماس می کرد شب ها که با بچه های دکتر چمران به عملیات می روید، مرا هم با خود ببرید.

دوست داشت همراه بچه های داوطلب بسیج وسپاه و نیروهای دکترچمران به شکار تانک برود؛ آن هم در عملیات های چریکی و پرخطر.

این یک بُعد از ظرفیت عظیم ملت است.

براساس خاطره ای از زبان امام خامنه ای حفظه الله