یک سال و نیم پیرهنت اشک من گرفت

شیب الخضیب اشک تنت از من گرفت

یک سال و نیم فکر سرت روی نیزه ها

یک لحظه هم نکرد برادر مرا رها

یک سال و نیم یاد سرت در میان تشت

از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت

یک سال و نیم زینب تو بود و اضطراب

یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب

داداش قرارمون نبود که بیقرار هم باشیم

حسین هر چی که پیش امد باید کنار هم باشیم