سالها پيش ..... روزي در کلاس....... زنگ انشاء ......

"من مي خواهم در آينده شهيد بشوم براي اينکه..." 
معلم که خنده اش گرفته بود پريد وسط حرف علي و گفت: 
"ببين علي جان موضوع انشا اين بود که در آينده مي خواين چه کاره بشين، بايد در مورد يه شغل يا کار توضيح مي دادي... ...
مثلا پدر خودت چه کاره ست؟ "

" خانم اجازه...شــهــــيــد..."

دردهایم را یکی پس از دیگری می شمارم

اما درد دوری از تو 

نداشتن تو

نبودن تو

سنگین تر از تمام دردهاست...