کجای این غریبستان را به انتظار نگاهت سحر کنم؟!
آقا سلام
این بغض های شب نشینی و بی قراری ها ... امانم بریده است !!
فردا شب محرم است ، چیزی نمانده که دوباره کربلایی شوی ...
کبوترِ هوایت بی هواست یااباعبدالله !!
کجایی مگر که دوباره خودم را گم کرده ام ؟!
از خودِ دور از تو فــــــــرار باید کرد حسین ، فرار
طاقت ندارم ، از دریایِ عشقِ تو فقط قطره ای نوشیدم و اینچنین
مـــــــســــت شدم
حالم دستِ خودم نیست ، دردِ خماری چشیده ام
برگرد ارباب ، برگرد
طوفانی ام ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۲ ب.ظ توسط کربلایی
|