شفاعت کنید
رفته بودند شناسايي. شب قبل ابرها كنار رفته بودند. ماه همه جا را روشن كرده بود. مجبور شده بودند بمانند. وقتي برگشتند خيلي گرسنه بودند. افتاده بودند توي سفره و ميخوردند. يكي از بچهها كه قد كوچكي هم داشت جلو آمد و خيلي عادي گفت: «دوستان اگر تركيديد، ما رو هم شفاعت كنيد.» بقيه هم ميخنديدند. هم به حرف او هم به خوردن بچههاي اطلاعات
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۳ ب.ظ توسط کربلایی
|