هم نام ابوالفضل(سلام الله ) بود
بچه محل بودیم،
حالا توی خیبرهم شده بودیم همرزم.
صبح عملیات دیدمش. شده بود غرق خون .
دوتا دستاش قطع شده بود. همه بدنش پر بود از تیر و ترکش
.
وصیت نامه اش توی جیبش بود .
نوشته بود :
.............................
خدایا! دوست دارم همان طور که اسمم را گذاشته اند ابوالفضل،
مثل حضرت ابوالفضل عليه السلام شهید شم.
دو تا دستاش قطع شده بود
...
شهید طاهری/////
شهادت: کربلای 5- شلمچه
نقل قول از همسنگر شهید
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳ ب.ظ توسط کربلایی
|