خاطره
رفتم تو لیست پلاکها آدرسشو به دست آوردم .قرار بود که تو همون سال پیکر پاک
600شهید تفحص از شلمچه شهر به شهر برن به سمت مشهد.چند روز مونده بود
که قبل کاروان شهداء رو حرکت بدیم با یکی از بچه ها رفتیمبه آدرس شهیدی که
اهل کرمان بود و پای صحبتهای مادر پیر و از کار افتادش نشستیم. ازش در باره
خصوصیتهای شهید سوال کردیم؟ خیلی صحبت کرد. بهش گفتم که پسرت رو پیدا
کردیم تو تفحص شهدا . گریه میکرد و از وقت تحویل پیکر شهیدش سوال کرد گفتیم
که قراره شهداء رو ببرن مشهد الرضا بعد از اونجا بفرستن به شهرهاشون . بازم
شروع کرد به گریه .ازش سوال کردم چی شده؟ گفت:
آخرین باری که آمده بود مرخصی به من گفت خیلی دلم هوای حرم امام رضا رو داره
ای کاش میشد برن مشهد زیارت.
بهش گفتم :خب الان که تو مرخصی هستی قبل از اینکه برگردی برو پابوس آقا بعد
برو جبهه.
گفت :انصاف نیست بچه ها تو خط مقدم دارن می جنگن من تنهایی برم زیارت !!!!!!!!
الحمدالله که جنازش داره میره برا مشهدالرضا زیارت.
