شام ماهی بود

خندید ...

گفت : حالا ما این ماهی ها را می خوریم یه روزی هم این ماهیها ما رو میخورند !!

آخرین عملیاتی که رفت عملیات آبی بود ... 

حالا پنج شنبه ها میریم لب آب ...

لب دریا ...

پیش مهدی ...

مامان از شهادت مهدی به بعد دیگه لب به ماهی نزد !!!