هر صبح می کنم به ظهورت دعا، بیا
‏ای آشنای خلوت هر آشنا، بیا


از ذوالفقار، پاك نما آن غبار را
‏یعنی ستاره سحر مرتضی بیا


ای در تو زنده تا به ابد صبر فاطمه
‏آقا به جان ناله خیر النسا بیا


از فرط معصیت شده ام «تحبس الدعا»
بنما خودت برای ظهورت دعا بیا


‏از قتلگاه، ناله  «هل من معین» رسد
ای وارث حسین، سوی کربلا بیا


طفلان تشنه حسرت عباس می خورند
ای ساقی دوباره آن خیمه ها بیا


لبیک من! دوباره ز حلقوم جلوه کن
‏ای طالب دم شه مظلوم جلوه کن


پ ن : پرسیده بودند کجا خیلی دل شکسته شدید؟
این اشکهای ِ مدام از کجا آب می خورد ؟
بغض کرده بود: اسیری رفتن عمه ام برای ما خیلی سخت بود.